|
سلام ... سلام بهترین کلام ... سلام آخرین پیام
این آخرین مطلب منه که براتون می نویسم چون می خوام این وبلاگو تعطیلش کنم واسه یه علتهایی که نمیشه گفت ولی سلام همتونو به امام رضا ( ع ) می رسونم راستشو بخواین خسته شدم چون من این وبلاگو برا دل یک نفری زدم که خودش نیست و ما رو هم فراموش کرده شاید در آینده یه وبلاگ دیگه زدم ولی با این که بغض گلومو داره فشار میده باید بگم ایم وبلاگ خیلی وقت پیش به اخر داستان رسیده بود ... برا همتون آرزوی خوشبختی و سلامتی دارم هر کی با من کار داشت میتونه با ۰۹۳۶۰۳۰۰۷۲۰ و يا
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 3:36  توسط آرام ( گل عمویی ) و عمو
|
دلم گرفته اسمون
نمیتونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده
اخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده
دلم گرفته اسمون از خودتو خسته ترم
تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم حتی صدای نفسم
میگه که توی قفسم من واسه اتیش زدن
یه کولبار شب بسم دلم گرفته اسمون
یکم منو حوصله کن
نگو همش از روزگار یه خورده کمتر گله کن
منو به بازی میگیرن عقربه های ساعتم
برگه تقویم میکنه لحضه به لحضه لعنتم
اهای زمین یه لحضه تو تیر خلاصمو نزن
نچرخ تا بارون بگیره یه ادم شکسته تن
سلام عزیزای دلم هیچوقت طاقت خداحافظی رو ندارم و نداشتم تو زندگیم . ولی نمی دونم برا چه مدت ولی به علت مشکلاتی که برام پیش اومده زیاد وقت نمیکنم بیام بهتون نظر بدم ولی هر چند وقتی اونم واسه این که بعضیاتون بهم خیلی لطف دارین آپ می کنم الان که اینا رو می نویسم بغض گلومو گرفته نمیتونم هیچی
بنویسم فقط بگم از کنار حرم امام رضا (ع) برا همتون همیشه دعا میکنم . ان شا الله همیشه تو زندگیتون موفق و سربلند باشین . برام دعا کنین چون خیلی به دعاتون احتیاج دارم .
خداحافظ یا مولا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 11:24  توسط آرام ( گل عمویی ) و عمو
|
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا ابا عَبدِاللهِ
الحُـسـََیـن(ع)
اَلسَّلامُ عَلی المَنحوُرِ فیِ الوَری اَلسَّلامُ عَلی خامِسُ أَصحابِ أَهلِ الکِساءِ ایّام سوگواری مولا ابا عَبدِاللهِ الحُـسـََیـن را به تمامی
عاشقانش تسلیت می گوییم وَالفَجر ، به سپیدۀ سرخ عاشورا وَالِّیالِ العَشر ، قسم به ده شب محرّم وَالشَّفعِ والوَتر ، قسم به عاشورا و تاسوعا
والفجر که سوگند خدای ازلی ست روشنگر حقّی ست که با آل علی ست این سوره به گفتۀ امام صادق
معروف به سورۀ حسین بن علی ست اِنَّ الحُسینَ مِصباحُ الهُدی و سَفینََة ُ النَّجاةِ آن پاکدلانی که به پیمان حسینند سرگشته و دلداده و گریان حسینند فردا که به طوفان بلا جمله اسیرند چون نوح به کشتی همه یارانِ حسینند امام حسن(ع) در صلح خود اسرار رذائل اخلاقی آل سفیان
را روشن و امام حسین(ع) طبیعت پست و هدف شوم آنها
را که قصد داشتند ریشۀ اسلام را بکنند و پیروان اسلام را
نابود کنند بر همۀ جهانیان ثابت نمود و با رنگ خون این
حقیقت را نگاشت . دیوانه شود مَحرَم در ماه مُحرَّم در ماه صفرهم ، ده ماه دگر هم
+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 16:38  توسط آرام ( گل عمویی ) و عمو
|
کبوترای قفسی می میرن از دلواپسی
منم کبوتر قفس نزار بشم که بی نفس يا مولا دراين باديه با پاي برهنه وبا لباني تشنه ازعشق توبي قراروتنها قدم بر مي دارم تا درزيرطاق بي انتهاي آسمان با شلاق خورشيد نفسم جوابي قانع كننده براي تمامي ابهامات ذهنم بيابم ولي مي دانم اين زمين جاي ماندن نيست گذر گاه دل است كه راه گم گشتگان در آن رحل اقامت مي گذارند تا دربهبوهه آمدن ها و رفتن ها برگ سفيدي در دفتر زندگيشان باقي گذارند ولي چگونه...؟!! اي معشوق عاشقان بيا كه دل عاشقم بي قرار است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 14:35  توسط آرام ( گل عمویی ) و عمو
|
+ نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 21:20  توسط آرام ( گل عمویی ) و عمو
|
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 17:57  توسط آرام ( گل عمویی ) و عمو
|
کاش من یک بچّه آهو می شدم می دویدم روز و شب در دشت ها توی کوه ودشت وصحرا روزوشب می دویدم تا که می دیدم تو را کاش روزی می نشستی پیش من می کشیدی دست خود را بر سرم شاد می کردی مرا با خنده ات دوست بودی با من و با خواهرم چون که روزی مادرم می گفت: تو دوست با یک بچّه آهو بوده ای خوش به حال بچّه آهویی که تو توی صحرا ضامن او بوده ای ! پس بیا من بچّه آهو می شوم بچّه آهویی که تنها مانده است بچّه آهویی که تنها و غریب در میان دشت وصحرا مانده است روز و شب در انتظارم ، پس بیا دوست شو با من ، مرا هم ناز کن بند غم را از دو پای کوچکم با دو دست مهربانت باز کن
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 12:56  توسط آرام ( گل عمویی ) و عمو
|
امام رضا جو
بذار مهمان خونت بشم خواهش ميكنم منتظر كارت دعوتت ميمونم...
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 16:43  توسط آرام ( گل عمویی ) و عمو
|
اگر چه از غيبتت قرن هامی گذرد ولي چرخ زمان هرگز غم بي تو بودن را بر ما آسان ننموده است اگر چه در آسمان هزاران ستاره ظهور كرد ولي همه آنها را به لحظه حضور تو نفروخته ايم درست است كه در باغبسيار غنچه سر بر آورد وشگفت ولي هيچ يك از آنها را با جلوهاي از گل وجودت معاوضه نه; كه حتي مقايسه هم نكرديم اگر چه بهاران بسياري را ديده ايم ولي همچنان درخزان بي تو بودن چشم انتظار يك نگاه تو مانده ايم دروادي انتظارما ديگرشب و روز معنا ندارد تمام عمرما در دو روز خلاصه شده كه يكي امروز است وديگري فردا امروز كه چشم در راه و پا در ركابيم تا سرو جان نثار قدومت كنيم و فردا كه بهار زندگيست فردا قابي ست تا تو وچشمان خدايي تو را در آغوش كشد و ما عمري ست كه منتظر فرداييم به اميد فردايي كه بيايي
+ نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 23:2  توسط آرام ( گل عمویی ) و عمو
|
ترسم ای مرگ نیایی تو و من پیر شوم
ویـنـقدر زنده بمانم که ز جان سیر شوم آسـمــانـــا زره عـــمــر مـــرا زود بــکـش کـه اگـر دیـر کشی پیر و زمـین گیر شوم
+ نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 7:56  توسط آرام ( گل عمویی ) و عمو
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 9:26  توسط آرام ( گل عمویی ) و عمو
|
هشتمين امام شيعيان حضرت عليبنموسيالرضا ـ عليهماالسلام ـ در كنار مقام امامت و ولايت الهي، از ولايتعهدي و ظاهري نيز بيبهره نبود. از همين رو، دقت در زندگاني عملي آن حضرت، درسهاي آموزنده و راهگشايي براي مردم و مسئولان با خود دارد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 9:24  توسط آرام ( گل عمویی ) و عمو
|
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت پاشنهء كفش فرارو ور كشيد آستين همت رو بالا زد و رفت يه دفعه بچه شد و تنگ غروب سنگ توي شيشهء فردا زد و رفت حيووني تازگي آدم شده بود به سرش هواي حوٌا زد و رفت دفتر گذشته ها رو پاره كرد نامهء فرداها رو تا زد و رفت زنده ها خيلي براش كهنه بودن خودشو تو مرده ها جا زد و رفت هواي تازه دلش ميخواست ولي آخرش توي غبارا زد و رفت دنبال كليد خوشبختي مي گشت خودشم قفلي رو قفلا زد و رفت يه دفعه بچه شد و تنگ غروب سنگ توي شيشهء فردا زد و رفت حيووني تازگي آدم شده بود به سرش هواي حوا زد و رفت دفتر گذشته ها رو پاره كرد نامهء فرداها رو تا زد و رفت حيووني تازگي آدم شده بود به سرش هواي حوا زد و رفت
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 9:23  توسط آرام ( گل عمویی ) و عمو
|
|
|